۱مقدمه
پرداختهای فرامرزی معمولاً از زنجیرهای از بانکهای واسط عبور میکنند. هر حلقه زمان و کارمزد میافزاید و شفافیت دربارهٔ وضعیت انتقال کاهش مییابد.
۲بررسی موضوع
گروه بیست و نهادهایی مانند بانک تسویهٔ بینالمللی، بهبود سرعت، هزینه، شفافیت و دسترسی پرداختهای فرامرزی را در اولویت قرار دادهاند. اتصال مستقیم سامانههای پرداخت سریع کشورها به یکدیگر از راهکارهای مطرح است.
برای ایران، پیوند شبکههای کارتی و پیامرسانهای مالی با کشورهای همکار در قالب پیمانهای دوجانبه و منطقهای، مسیری برای تسهیل تجارت و کاهش وابستگی به واسطههای پرهزینه به شمار میرود.
در کنار فناوری، رعایت الزامات مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم، شرط اساسی پذیرش هر راهکار در نظام مالی بینالمللی است.
بخش بزرگی از هزینهٔ پرداخت فرامرزی، نه در کارمزد اعلامشده، بلکه در «حاشیهٔ نرخ ارز» پنهان است؛ یعنی تفاوت میان نرخی که به مشتری اعمال میشود و نرخ واقعی بازار. به همین دلیل، یکی از اهداف نقشهٔ راه گروه ۲۰، شفافیت کامل دربارهٔ هزینهٔ کل، شامل نرخ تبدیل، پیش از انجام پرداخت است.
سامانهٔ پیامرسانی مالی سوئیفت، با ابتکار «gpi»، امکان ردیابی لحظهای پرداختها در زنجیرهٔ بانکهای واسط را فراهم کرده و بخش قابلتوجهی از پرداختهای سوئیفت اکنون ظرف یک روز یا کمتر به مقصد میرسند. همزمان، مهاجرت به قالب پیام ISO 20022 کیفیت دادههای همراه پرداخت را افزایش داده است.
رویکرد دیگر، اتصال مستقیم سامانههای پرداخت فوری کشورهاست. پروژههایی مانند نکسوس در BIS و اتصالهای دوجانبهای که میان برخی کشورهای آسیایی برقرار شده، نشان میدهند که میتوان پرداخت فرامرزی را در چند ثانیه و با هزینهای نزدیک به پرداخت داخلی انجام داد. چالش اصلی این مدلها، هماهنگی مقررات، مدیریت ریسک ارزی و الزامات انطباق است.
برای کسبوکارهایی که با پرداختهای بینالمللی سروکار دارند، توصیههای عملی عبارتاند از: مقایسهٔ هزینهٔ کل و نه فقط کارمزد، توجه به زمان واقعی رسیدن وجه، مستندسازی دقیق هدف پرداخت برای تسهیل بررسیهای انطباق، و برنامهریزی نقدینگی با در نظر گرفتن تأخیرهای احتمالی در زنجیرهٔ واسطها.
۳جمعبندی
در سطح فناوری، پولهای دیجیتال بانک مرکزی و داراییهای توکنیشده نیز بهعنوان راهکارهای آینده برای پرداخت فرامرزی بررسی میشوند. پروژههایی مانند mBridge و آزمایشهای چندجانبهٔ بانکهای مرکزی نشان دادهاند که تسویهٔ همزمان در دو ارز روی یک پلتفرم مشترک، میتواند ریسک تسویه و زمان انتقال را بهطور چشمگیری کاهش دهد. با این حال، این راهکارها هنوز در مرحلهٔ آزمایشی هستند و به چارچوبهای حقوقی و حاکمیتی پیچیدهای نیاز دارند. در کوتاهمدت، بیشترین بهبود از مسیر ارتقای زیرساختهای موجود، استانداردسازی پیامها، افزایش ساعات کار سامانههای تسویه و اتصال سامانههای پرداخت فوری حاصل خواهد شد؛ تحولی تدریجی که کسبوکارها باید آن را در برنامهریزی مالی و انتخاب شرکای پرداخت خود لحاظ کنند.
همفکران فناوری شریف

