۱مقدمه
بخش مالی همواره در صدر اهداف حملات سایبری قرار داشته است؛ زیرا موفقیت در نفوذ به یک بانک، مستقیماً به پول یا دادههای ارزشمند میلیونها مشتری منتهی میشود. مهاجمان این حوزه اغلب گروههای سازمانیافته با منابع، صبر و دانش فنی بالا هستند.
۲بررسی موضوع
یکی از مشهورترین نمونهها، حمله به بانک مرکزی بنگلادش در سال ۲۰۱۶ است. مهاجمان پس از نفوذ به شبکهٔ داخلی بانک و دستیابی به اعتبارنامههای سامانهٔ پیامرسانی سوئیفت، دستورهای انتقال جعلی صادر کردند و دهها میلیون دلار را منتقل کردند. این رخداد نشان داد که حتی امنترین شبکههای بینبانکی، اگر نقطهٔ پایانی در بانک عضو آلوده باشد، آسیبپذیرند؛ و به راهاندازی برنامهٔ امنیت مشتریان سوئیفت (CSP) با کنترلهای الزامی منجر شد.
الگوی دیگر، حملات گروههایی مانند «کاربانک» است که در گزارشهای امنیتی سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ معرفی شدند. این گروهها با فیشینگ هدفمند علیه کارکنان بانک وارد شبکه شده، ماهها بهطور پنهانی فرایندهای داخلی را مشاهده کرده و سپس با دستکاری ماندهها، صدور دستور پرداخت به خودپردازها یا انتقال وجه، سرقت را انجام میدادند.
در سطح مشتریان نیز تهدیدها گستردهاند: بدافزارهای بانکی موبایل که پیامک رمز یکبارمصرف را سرقت میکنند، صفحههای جعلی درگاه پرداخت، حملات تصاحب حساب (Account Takeover) با رمزهای نشتیافته و حملات «جکپاتینگ» خودپرداز که با دسترسی فیزیکی یا نرمافزاری، دستگاه را وادار به تخلیهٔ پول میکنند.
درسهای مشترک این رخدادها روشن است: تقسیمبندی شبکه و جداسازی سامانههای حیاتی پرداخت، احراز هویت چندعاملی برای همهٔ دسترسیهای حساس، پایش رفتاری برای کشف فعالیت غیرعادی کاربران داخلی، اصل چهار چشم در تأیید تراکنشهای بزرگ و تطبیق مستمر تراکنشها با سامانههای مستقل.
۳جمعبندی
برای بانکها و مؤسسات مالی، امنیت سایبری باید بخشی از مدیریت ریسک سازمانی باشد و در سطح هیئتمدیره پیگیری شود؛ نه صرفاً وظیفهٔ واحد فناوری اطلاعات.
همفکران فناوری شریف

