۱مقدمه
شاخص کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator) معیاری قابل اندازهگیری است که میزان دستیابی سازمان به یک هدف مهم را نشان میدهد. در حوزهٔ مالی، انتخاب درست شاخصها اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا شاخص نادرست میتواند رفتار مدیران را به سمتی ببرد که به سود کوتاهمدت و زیان بلندمدت منجر شود.
۲بررسی موضوع
شاخصهای نقدینگی نخستین دستهاند: نسبت جاری (دارایی جاری به بدهی جاری) و نسبت آنی که موجودی کالا را کنار میگذارد، توان سازمان در پرداخت تعهدات کوتاهمدت را نشان میدهند. در کنار آنها، «روزهای پوشش نقدینگی» بیان میکند که با موجودی نقد فعلی، سازمان چند روز میتواند هزینههای جاری خود را بپردازد.
شاخصهای چرخهٔ سرمایهٔ در گردش، سرعت گردش پول را نشان میدهند: دورهٔ وصول مطالبات (DSO)، دورهٔ پرداخت بدهیها (DPO) و دورهٔ گردش موجودی. «چرخهٔ تبدیل وجه نقد» که از ترکیب این سه به دست میآید، میگوید پول سازمان بهطور میانگین چند روز در فرایند عملیات حبس است؛ هرچه این عدد کمتر باشد، نیاز به تأمین مالی کمتر است.
شاخصهای سودآوری و کارایی، مانند حاشیهٔ سود ناخالص، حاشیهٔ سود عملیاتی و نسبت هزینههای عمومی و اداری به درآمد، کیفیت مدیریت هزینه را میسنجند. در شرایط تورمی، مقایسهٔ این نسبتها با دورههای قبل باید با احتیاط و ترجیحاً با تعدیل اثر تورم انجام شود تا رشد اسمی، تصویر نادرستی ایجاد نکند.
شاخصهای کنترل بودجه، بهویژه «انحراف از بودجه» به تفکیک واحد و دستهٔ هزینه، ابزار مستقیم پاسخگویی مدیراناند. برای هزینههای جاری و تنخواه، شاخصهایی مانند میانگین زمان تسویه، درصد هزینههای بدون مستند و سهم هزینههای خارج از سقف، تصویر روشنی از انضباط مالی ارائه میدهند.
۳جمعبندی
داشبورد مؤثر سه ویژگی دارد: شاخصهای اندک اما معنادار، دادهای که بهصورت خودکار و نزدیک به زمان واقعی بهروز شود، و آستانههای هشدار که انحراف را پیش از تبدیل شدن به بحران آشکار کنند. داشبوردی که تنها گذشته را نشان دهد، گزارش است؛ داشبوردی که هشدار دهد، ابزار مدیریت است.
همفکران فناوری شریف

