۱مقدمه
بانک تسویههای بینالمللی (BIS) در گزارش اقتصادی سالانهٔ ۲۰۱۹ مزیت شرکتهای بزرگ فناوری در خدمات مالی را با چرخهای به نام «DNA» توضیح میدهد: تحلیل داده (Data)، اثر شبکهای (Network) و فعالیتهای درهمتنیده (Activities).
۲بررسی موضوع
هرچه کاربران یک پلتفرم بیشتر شوند، دادهٔ بیشتری تولید میشود؛ این داده خدمات را بهتر و کاربران بیشتری جذب میکند و پلتفرم میتواند با هزینهٔ کم، پرداخت، اعتبار، بیمه و مدیریت دارایی را هم عرضه کند.
به گفتهٔ BIS این روند میتواند کارایی و شمول مالی را بالا ببرد، اما خطر تمرکز بازار، سوءاستفاده از داده و ریسکهای تازه را هم دارد؛ بنابراین نظارت باید همزمان ثبات مالی، رقابت و حریم خصوصی را در نظر بگیرد.
چرخهٔ DNA به شکل یک حلقهٔ خودتقویتکننده عمل میکند: شرکتهای بزرگ فناوری از طریق فعالیتهای اصلی خود، مانند تجارت الکترونیک، شبکهٔ اجتماعی یا جستوجو، حجم عظیمی از داده دربارهٔ کاربران گردآوری میکنند. این دادهها به آنها امکان میدهد خدمات مالی دقیقتر و شخصیتری ارائه دهند؛ و خدمات بهتر، کاربران بیشتری جذب میکند که خود دادههای بیشتری تولید میکنند.
BIS در همان گزارش اشاره میکند که این شرکتها در برخی بازارها، بهویژه در آسیا و آفریقا، به بازیگران اصلی پرداخت و حتی اعتبار خرد تبدیل شدهاند. دادههای رفتاری آنها از فعالیت فروشندگان در پلتفرم، امکان اعطای وام به کسبوکارهای کوچکی را فراهم کرده که پیشتر به دلیل نداشتن سوابق رسمی، از نظام بانکی محروم بودند.
در مقابل، این مزیتها نگرانیهایی را نیز به همراه دارد: تمرکز بازار و ایجاد انحصار، سوءاستفاده از دادههای کاربران، تبعیض قیمتی بر پایهٔ تحلیل رفتار، و ریسکهای سیستمی ناشی از وابستگی گستردهٔ نظام مالی به چند پلتفرم بزرگ. BIS تأکید میکند که این شرکتها اغلب خارج از دامنهٔ نظارت سنتی بانکی فعالیت میکنند.
پاسخ پیشنهادی سیاستگذاران، ترکیبی از نظارت مبتنی بر فعالیت و نظارت مبتنی بر نهاد است؛ یعنی هر فعالیت مالی، صرفنظر از اینکه چه نهادی آن را انجام میدهد، مشمول قواعد یکسان باشد، و در عین حال برای شرکتهای بسیار بزرگ، نظارت جامعتری بر کل گروه اعمال شود. همکاری میان ناظران مالی، رقابتی و حفاظت از داده نیز در این میان ضروری است.
۳جمعبندی
برای بانکها و مؤسسات مالی سنتی، چرخهٔ DNA هم تهدید است و هم فرصت. تهدید از این جهت که رقیبانی با دسترسی به دادهٔ رفتاری گسترده و پایگاه کاربری عظیم، میتوانند سهم بازار را بهسرعت تصاحب کنند. فرصت از آن جهت که همکاری با این پلتفرمها، از طریق ارائهٔ زیرساخت بانکی، مجوز و مدیریت ریسک، میتواند دسترسی بانک را به مشتریان تازه گسترش دهد. در بازار ایران نیز ظهور سوپراپلیکیشنها و پلتفرمهای بزرگ خرید و حملونقل که خدمات پرداخت و اعتبار ارائه میدهند، نمونهای محلی از همین روند است. موفقیت بانکها در این فضا به توان آنها در بهرهگیری از دادهٔ خود، ارائهٔ رابطهای برنامهنویسی باز و همکاری هوشمندانه با پلتفرمها وابسته است.
همفکران فناوری شریف


