۱مقدمه
بسیاری از برنامههای تحول دیجیتال در بانکها با بودجههای بزرگ، اهداف کلی و جدول زمانی چندساله آغاز میشوند. چنین برنامههایی در برابر تغییر مدیریت، اولویتها و شرایط اقتصادی آسیبپذیرند و اغلب پیش از ارائهٔ نتیجهٔ ملموس متوقف میشوند.
۲بررسی موضوع
یکی از رایجترین دلایل شکست، تمرکز بر خرید فناوری بدون بازطراحی فرایندهاست. اگر فرایند اعطای تسهیلات یا افتتاح حساب همچنان به دهها امضا و مرحلهٔ دستی وابسته باشد، دیجیتال کردن ظاهر آن تجربهٔ مشتری را بهبود نمیدهد.
دلیل مهم دیگر، ساختار سازمانی است. تحول دیجیتال نیازمند همکاری نزدیک واحدهای کسبوکار، فناوری اطلاعات، ریسک و انطباق است؛ در حالی که ساختارهای سنتی، این واحدها را از یکدیگر جدا نگه میدارند و تصمیمگیری را کند میکنند.
رویکرد موفقتر، شروع از یک مسئلهٔ مشخص و پرارزش مشتری است؛ برای نمونه کاهش زمان افتتاح حساب. تیمی چندتخصصی با اختیار تصمیمگیری، نسخهٔ اولیه را در چند هفته عرضه میکند، نتیجه را میسنجد و بر اساس بازخورد، آن را بهبود و گسترش میدهد.
۳جمعبندی
در کنار این رویکرد، همراه کردن کارکنان از ابتدا، سرمایهگذاری در مهارتهای دیجیتال و تعریف شاخصهای روشن برای سنجش پیشرفت، مقاومت در برابر تغییر را به مشارکت تبدیل میکند.
همفکران فناوری شریف

